تبليغاتX
خورشید عدالت - عصر ظهور

خورشید عدالت - عصر ظهور

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدرالحسین بظهورالحجة

جنبش سفیانی!

 

                                         جنبش سفیانی (۳)

تلاش سفیانی برای مذهبی جلوه دادن جنبش خود

با توجه به گسترش آئین اسلام و عظمت یافتن آن تا ظهور حضرت مهدی(عج) و با توجه به اینکه جنبش سفیانی در برابر یاوران درفش های سیاه و گسترش اسلام، در حقیقت یک طرح غربی ـ یهودی است، پژوهشگری که روایات مربوط به سفیانی را بررسی نماید، دلایل و نشانه های تلاش وی را بر این معنی می یابد که از جملهء آن خبرها عبارتی است که در نسخهء خطی ابن حماد ص۷۵ آمده است که((سفیانی در اثر عبادت بسیار زردرنگ بنظر می رسد)) از این عبارت چنین برمی آید که  او خود را به ظاهر متدیّن نشان می دهد و البته این حالت طبق روایت دیگری تنها در آغاز امر او دیده می شود.

گاهی به جمع بین حالت تدین و نصرانی بودن او در حالیکه صلیب به گردن دارد و از سرزمین غرب می آید، اشکال می شود، ولی آنچه را که از حالتهای سیاستمداران مزدور غرب سراغ داریم اشکال را برطرف می سازد، حتی برخی از آنها به گونه ای با مسیحیان زندگی می کنند که نمی توان بین آنها فرق گذارد، آنچنان به آنان نزدیک می گردند که صلیب زرین به ساعت و یا به گردن خود می آویزند و به هنگام انجام مراسم در کلیساهای آنها حضور می یابند.. تا اینکه او را به جهت تظاهر به نماز و دیانت، فرمانروای مسلمانان گردانند تا مسلمانان را با این ترفند که وی از خود آنهاست فریب دهد.

کینهء سفیانی نسبت به اهل بیت و شیعیان

کینه توزی، از بارزترین ویژگیهای سفیانی است که روایات مربوط به او از آن یاد می کند بلکه از آن روایات چنین برمی آید که نقش سیاسی او ایجاد فتنهء مذهبی در میان مسلمانان و تحریک تسنّن علیه شیعیان تحت شعار یاری اهل سنّت است.. در حالیکه وی هوادار زمامداران کفر پیشه غربی و یهودیان و مزدور آنهاست، از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود:

*ما و اولاد ابوسفیان دو خاندان هستیم که بخاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم.. ما گفتیم خداوند راست گفت و آنها گفتند خداوند دروغ گفت.. ابوسفیان به جنگ پیامبر برخاست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بن ابی طالب رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی(ع) پرداخت و سفیانی به مصاف حضرت قائم(عج) برمی خیزد.*

همچنین از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمود:

*گویا من سفیانی را می بینم که در زمینهای سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده و منادی او ندا می دهد، هرکس سر یک تن از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم پاداش اوست، در این هنگام همسایه بر همسایه حمله برده و می گوید این شخص از آنهاست، گردن او را می زند و هزار درهم جایزه می گیرد، آگاه باشید که در آن روز، فرمانروائی شما بدست حرامزادگان خواهد بود.. و گویا هم اینک ((شخص نقابدار)) را می بینم. پرسیدم: شخص نقابدار کیست؟ فرمود: مردی است از شما که به خواسته شما سخن می گوید، نقاب می پوشد، شما را گرد آورده و می شناسد امّا شما او را نمی شناسید و مردان شما را یکایک با عیب جوئی بدنام می کند، آگاه باشید که او جز زنازاده ای نیست.  

البته ما در لبنان، نمونه هایی از این نقابدارها را که از مزدوران یهود و فالانژها و دیگران هستند دیده ایم که با هم به مناطق تحت نفوذ مسلمانان وارد شده و در حالیکه چهره های سیاه خود را زیر ماسکهای سیاه رنگ یا رنگهای دیگر مخفی ساخته اند مؤمنان را شناسائی و به همدستان خود معرفی می کنند و آنها مسلمانان انقلابی را محاصره و دستگیر و زندانی می کنند و یا به قتل می رسانند و سفیانی از دست آموزان این دشمنان است و نقابداران وی از نوع نقابداران این گروه هستند.

روایت دیگری نیز وجود دارد که می گوید:

*سواران سفیانی به جستجوی اهل خراسان می آیند و شیعیان آل پیامبر(ص) را در کوفه می کشند، آنگاه اهل خراسان در جستجوی حضرت مهدی(ع) بیرون می آیند.* 

درفشِ سرخ سفیانی

برخی از روایات این مطلب را یاد نموده است، مانند روایتی که در بحار از امیرمؤمنان(ع) ضمن روایتی طولانی نقل شده است:

*و آن را نشانه ها و علامتهایی است و خروج سفیانی با درفش سرخ همراه است و فرماندهء آن مردی از قبیلهء بنی کلب است.*

این پرچم سرخ رمز برتری جوئی و سیاست خون آشامی وی می باشد.

 ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط غلام مهدی  | 

جنبش سفیانی!

 

                                         جنبش سفیانی (۲)

پلیدی و سرکشی سفیانی

راویانِ حدیث، در نفاق و بدسرشتی و دشمنی او با خدا و پیامبرش(ص) و حضرت مهدی(عج) اتفاق نظر دارند و روایاتی که شیعه و سنّی دربارهء شخصیت و کردار او نقل کرده اند یکسان یا تقریباً نزدیک بهم است، چنانکه از این قبیل روایت شده است که گفت:

*سفیانی بدترین فرمانرواست، دانشمندان و اهل فضل را می کشد و نابود می سازد و از آنها برای رسیدن به مقاصد خود یاری می خواهد هرکس سر باز زند او را به قتل می رساند.*

و در جائی دیگر نقل شده است که گفت:

*سفیانی در مدت شش ماه کسانی را که نافرمانی کنند می کشد و با ارّه آنها را سر می برد و در دیگها می پزد.*

از ابن عباس روایت شده است که گفت:

*سفیانی خروج می کند و دست به کشتار می زند حتی شکم زنان را می درد و اطفال را در دیگهای بزرگ می جوشاند.*

از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمود:

*اگر سفیانی را مشاهده کنی، در واقع پلیدترین مردم را دیده ای. وی دارای رنگی بور و سرخ و کبود است، هرگز سر به بندگی خدا فرو نیاورده مکه و مدینه را ندیده است می گوید: پروردگارا انتقام من با آتش است.*

فرهنگ و گرایش سیاسی سفیانی

روایات، نشانگر این معناست که سفیانی فرهنگ و آموزش غربی دارد و چه بسا در همانجا نشو و نما کرده باشد. در کتاب غیبت طوسی از بشربن غالب به صورت مرسل روایت شده است که گفت:

*سفیانی در حالیکه رهبری گروهی را بعهده دارد مانند شخص نصرانی صلیب بر گردن دارد و از سرزمین رومیان روی می آورد.*

در روایت کلمهء منتصر آمده امّا در اصل باید ((متنصّر)) باشد، چنانکه در بحار ج۵۲ ص۲۱۷ آمده است، یعنی، مسلمان مسیحی شده. و جملهء ((از سرزمین رومیان می آید)) یعنی کسی که از سرزمین روم(غرب) به شام می آید و آنگاه دست به جنبش و قیام می زند. و نیز نشانگر این است که او رهبری سیاسی غربیها و یهودیان را بر عهده دارد و با حضرت مهدی(عج) که دشمن روم یعنی غربیهاست به نبرد می پردازد و با ترکان یا هواداران ترکها که بنظر ما روسها هستند وارد جنگ می شود. سفیانی پایتخت خود را در حوادث زمان ظهور و در پیشاپیش لشکرکشی حضرت مهدی(عج) از دمشق به رملهء فلسطین منتقل می سازد همانجائیکه که طبق روایت، شورشیان رومی در آنجا فرود می آیند.

بلکه به طوریکه پیداست، بعنوان خط مقدّم دفاعی به نفع یهودیان و رومی ها وارد پیکار با حضرت مهدی(عج) می شود و روایات، دربارهء شکست او که به شکست یهودیان منتهی خواهد شد سخن می گوید.

همچنین دلیل دیگر بر گرایش وی به غربی ها این است که پس از شکست و کشته شدن او باقیماندهء نیروهایش به سوی غرب می گریزند، آنگاه یاران مهدی(عج) آنها را بازگردانده و به قتل می رسانند.

از ابن خلیل ازدی، روایت شده است که گفت: امام باقر فرمود:

*وقتی قائم قیام می کند و سپاهی بسوی بنی امیّه به شام گسیل دارد آنان به سوی روم(غرب) بگریزند رومیان به آنها گویند ما شما را در سرزمین خود راه ندهیم مگراینکه به آئین مسیحیت درآئید، آنگاه صلیب به گردن خود آویزند و رومیان آنان را به سرزمین خود راه دهند وقتی یاران قائم(عج) به قصد نبرد با رومیان، رویاروی آنان فرود آیند، رومیان از آنها درخواست امان و صلح کنند امّا یاران قائم می گویند: امان نمی دهیم تا آنکه افرادی را که از ما نزد شماست به ما برگردانید سپس رومیان آنها را به یاران قائم بازمی گردانند و این است معنی فرمودهء خداوند: ((فرار نکنید و بازگردید به سوی آنچه اسراف می کردید و خانه هایتان، شاید مورد سؤال واقع شوید)) سپس فرمود: او از آنها دربارهء گنجها سؤال می کند. در حالیکه او بهتر از هرکس از آنها آگاه است آنها می گویند وای بر ما که سخت ستمکار بودیم پیوسته این گفتار حسرت آمیز بر زبانشان بود تا آنکه ما همه را طعمهء شمشیر مرگ و هلاک ساختیم.*

معنی این جمله که ((هنگامیکه یاران قائم رویاروی آنان قرار می گیرند، آنها امان می طلبند)) این است که یاران حضرت، انبوه نیروهای خود را در مقابل رومیان گسیل داشته و آنان را تهدید می کنند و مراد از بنی امیه در این روایت یاران سفیانی است که در دیگر روایات نیز بدان تصریح شده است. بنظر می رسد که آنها مشاوران و فرماندهان سپاه اویند که دارای موقعیت سیاسی عمده ای می باشند از این رو ماجرای آنان تا بدانجا کشیده می شود که، حضرت مهدی(عج) و یارانش رومیان را، در صورت تسلیم نکردن این افراد، تهدید به کارزار می نمایند.

 ادامه دارد ...


    شهادت حضرت امام سجاد(ع) سیدالسّاجدین بر شما

                                       تسلیت باد.

                           سلام بر تو ای بیمار کربلا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط غلام مهدی  |